اندر حکـایــات
مــا رفتیم محضــر ماشینو به نام خودمــون کنیم . . .
یــهو نفهمیدیم چــی شــد اون وســط از یکـی طلاق گرفـتیم !
-------------
بعضیــا رو باس گذاش تو سبــد کالــا !
بس کـ نیــاز همـه رو بــرآورده میــکنن . .!!
--------------
پ.ن13
:ب مناسبت دهه فجر با دو سه تا ازبچه ها تو مدرسه چن تا آهنگ زدیم،اخر
بار هم ک همه بجز بچه های کلاسمون رفته بودن رفتیم رو ریتم 6/8 و
...وخیــلی خوش گذشت
![]()
پ.ن14 :تازه میفهمم دیفرانسیل چ درس جالبیه و ب این نکته رسیدم هیچــی و بمعنای واقعـی هیـــــچی ازش نمیفهمم![]()
![]()
پ.ن15 :دیروز خیـــلی روز خوبی بود،رفتیم نمایشگاه کتاب،دوتا از کتابا ک خریدیم خود فروشنده مترجمشون بود
اول کتابا هم هردوشون امضا کردن ویه چی نوشتن![]()
پ.ن16 :شعرمو فرستادم بالاخره واس مسابقه البت درآخرین لحظات![]()
پ.ن17 :امروز بعد مدت ها اتاقمو جم کردم
از وقتی تمیز شده همش فک میکنم تو یه دنیایه دیگ ام![]()
![]()
پ.ن18 :چن روز پیش یه فرغون تو مدسه پیدا کردیم،دور مدرسه سواری دادیم،آخربار هم با رویت شدن معاون همه الفــراااار
بعدشم بخاطر یه سری کارا و اتفاقا معلم دیفمون داغ سه تا بچشو قسم خورد مستمر ترم یک ودو 2 میده 
++ب.ن
19 :یاد گرفتمـ نـ دل ببنـدم،نـ دل بدهـم و نـ دل داشته باشـم و نـ دلـداری بدهـم و حرفــ دل کـ ب میـان آمـد،عقـل را نخـود هرآشـی کنـمـ . . .
20 :اینقد حس خوبیه وقتی جواب نظرمو تو یه وب دیگ میبینم :D


میپرسه دستشویی کجاس
شب و تنهایی و بیدار