غریبه زیبا
بایه دنیا غم و غصه
آره غروب بود
یه غروب نارنجی
از اون روزا که تو آینه
حال خودتو هم نداشتی
آره یادم هس
حال هیچکسی رو نداشتی
اولین ملاقات ما
توی کافه ی قدیمی
اما قلبت شکسته
از یه قصه قدیمی
یه غریبه،یه زیبا
روبه روی من نشسته
اما زخمای کهنش
راه قلبش رو بسته
میگفتی قلبت شکسته اس
میگفتی مردم نفهمن
میگفتی دنیا
سراسر دروغی ساده اس
میگفتی این فضای مسموم
داره جونتو میگیره
منم مثل تو،اینم مثل من
غریبه اس
زاده ی نسل تباهی
وارث این روسیاهی
منو تو هستیم ک زخمیم
زنده ایم واسه رهایی
یه غریبه یه زیبا
روبه روی من نشسته
اما زخمای کهنش
راه قلبش رو بسته
شاید اگه امشبو
تک وتنها نمونه
شاید دووم بیاره
شاید آروم بشه
شاید گرمای یه بوسه
یا یه دست نوازش
یا یک تن پر از عشق
آره،آروم میشه
شاید اگه امشبو تک وتنها نمونه
شاید دووم بیاره
شاید آروم شه
شاید گرمای یه بوسه
یا یه دست نوازش
یا یک تن پر از عشق
آره،آروم میشه
هو..هو..هو...


شب و تنهایی و بیدار